نویسنده : مهدی - ساعت 13:11 روز سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387
همیشه با خود فکر کن در یک دنیای شیشه ای زندگی می کنی، پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی چون اولین چیزی که می شکند دنیای خودت است.
نویسنده : مهدی - ساعت 20:32 روز جمعه بیست و سوم اسفند 1387
با این دلبستگی که من به این رایانه عزیزتر از جانم پیدا کرده ام احتمالا همچین قبری را برایم تدارک ببینند (البته انشا الله بعد از ۱۲۰ سال عمر مفید)

نویسنده : مهدی - ساعت 0:6 روز جمعه بیست و سوم اسفند 1387
مثل اینکه هرچه بزرگتر می شوم کم حوصله تر هم می شوم.
قبلا موقع عید که میشد برای خودم هزارتا کار و گرفتاری درست می کردم.آکواریم را از زیرزمین بیرون می آوردم و با حوصله تمام و سرفرصت راه اندازی می کردم و هفت-هشتا ماهی قرمز بزرگ و کوچک می خریدم .سفره هفت سین درست می کردم.برای رسیدن سال نو ثانیه شماری کردم..اما الان دیگر آن شور و هیجان نیست .
ما که پیر شدیم رفت! جوانان شما خوش باشید 
نویسنده : مهدی - ساعت 14:15 روز سه شنبه بیستم اسفند 1387
آخرش نفهمیدم دلیل استفاده این ملت از مرورگر مذخرف فایرفاکس چیست.
من هم چند بار تحت تاثیر قرار گرفتم و تصمیم گرفتم با فایرفاکس کار کنم ولی همان اولین وب سایتی که بالا می آمد برای همیشه پشیمان شدم. حتی یک وب هم نشد که با این مرورگر کامل و بدون نقص بالا بیاید.بعضی هم طوری بود که اصلا نمیشد فهمید بالای سایت کجاست پایین کجاست.شاید با صفحات انگلیسی مشکل چندانی نداشته باشد ولی با وب های فارسی آخر مشکل است.البته من با اینترنت اکسپلورر ۷ مقایسه می کنم.اگر این مرورگر را تجربه نکرده اید و بیخودی از فایرفاکس حمایت می کنید پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید و مقایسه کنید.مطمئن هستم در کمتر از یک دقیقه فایرفاکس را حذف خواهید کرد.نگاه کردن به وب های فارسی با اکسپلورر ۷ لذتی دارد که در هیچ چیز نمی توان یافت.بلعکس فایرفاکس که آدم از بازکردن سایت بعدی با آن پشیمان می شود.
نویسنده : مهدی - ساعت 15:18 روز سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
یادم می آید بچه که بودم نه کامپیوتری بود نه موبایل نه پلی استیشن.بهترین سرگرمیم رادیو بود.علاقه ی زیادی داشتم.هم به گوش دادن رادیو هم خود رادیو! به همین دلیل هر یک دو ماه یک رادیو جدید می خریدم و مدتی را با آن سرگرم می شدم.ولی کم کم فراموشش کردم و حالا یک سوم عمرم را پای این رایانه سر می کنم.دیروز برحسب اتفاق دوباره چشمم به رادیوی کوچک جیبی ام افتاد.انگار در یک ثانیه تمام لحظات و اتفاقات گذشته در ذهنم مرور شد.آن دوست قدیمی را از میان خرت و پرت هایم درآوردم و تصمیم گرفتم بازهم به صدایش گوش دهم.حالا شب ها کمی زودتر با این ماسماسک (رایانه) خداحافظی می کنم و لحظه ای را با رادیو سپری می کنم.حس می کنم به همان زمان برگشته ام .
نویسنده : مهدی - ساعت 21:5 روز یکشنبه یازدهم اسفند 1387
چند روز پیش تصمیم گرفتم از بلاگفا به وردپرس اسباب کشی کنم. حدود یک هفته کار کردم ولی درآخر به همین نتیجه رسیدم که بلاگفا بهترین است و آدم احساس تنهایی نمی کند
سلام بلاگفــــــا !
نویسنده : مهدی - ساعت 21:58 روز شنبه سوم اسفند 1387
مطمئنا همه افراد از دزدی خوششان نمی آید و اگر به عنوان مثال پیشنهاد بالارفتن از دیوارد مردم به او داده شود مسلما جواب او نه خواهد بود.
اما مگر دزدی شاخ و دم دارد؟
در صورتی که همین فرد ممکن است یکی از کارهای زیر را به راحتی انجام دهد:
- هک کردن کارت اینترنت
- سوء استفاده از ناآگاهی بعضی و انتقال شارژ به سیم کارت خود با استفاده از جملاتی مانند "سرور ایرانسل هک شد! با وارد کردن فلان کد ۱۰۰۰ تومان به شارژ سیم کارت خود اضافه کنید" و در قسمت کد شماره موبایل خود را می نویسند و طرف با وارد کردن این کد به صورت ناخواسته به سیم کارت شخص مبلغی را می افزاید.
-کرک کردن نرم افزارها و نپرداختن هزینه آن به شرکت سازنده
یعنی نمی توان اینها را جزو موارد دزدی به حساب آورد؟